این وبلاگ درش تخته شد
در این وب تخته شد!
.jpg)
وب من هم مثل یه برگ پایزی افتاد
در این وب تخته شد!
.jpg)
وب من هم مثل یه برگ پایزی افتاد
هیچ وقت با جدایی عشق تموم نمیشه
مهم نیست جدا باشی مهم اینه به یادش باشی
وقتی کسی رو دوست داری تا ازت جدا میشه نگو عاشق نبود
بهش خیانت نکن حتی اگه بهت خیانت کنه
قلبشو نشکن حتی اگه قلبتو شکست
نمیگم من عاشقم قلب نشکستم اما سعی کردم نشکنم اما شکست ![]()
نمیخواستم بشکنه اما فراموش نمیکنم عشق همیشه هست
هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي
هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي
براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو:
يادت بخير
مي روم شايد فراموشت کنم ... با فراموشي هم آغوشت کنم
مي روم از رفتن من شاد باش ... از عذاب ديدنم آزادباش
گر چه تو تنها تر از ما مي روي ... آرزو دارم ولي عاشق شوي
آرزو دارم بفهمي درد را ... تلخي بر خوردهاي سرد را
|
تورابه دادگاه خواهندکشید ... |
|
تورابه دادگاه خواهندکشید ... |
|
تورابه دادگاه خواهندکشید ... |
گاه می انديشم خبر مرگ مرا با تو چه كس می گوید
آن زمان كه خبر مرگ مرا از كسی می شنوی
كاشكی روی تــورا می ديدم
شانه بالا انداختنت را بی قيد
وتكان دادن دستت را
كه مهم نيست زياد
عاقبت مرد عجيب افسوس..
از صمیم قلب دوستت دارم
... هرگز تو را فراموش نخواهم کرد
حتی اگر مرا از یاد ببری
و هرگز از تو رنجور نخواهم شد
چرا که دوستت دارم
..دیوانه وار عاشقت شدم
چرا که مهربانی را در تو دیدم
با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی
...و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم
نه تو از عشق من دست می کشی
..و نه قلب من از عشقت روی گردان می شود
سوگند که وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است
و اگر با مژگانت اشاره ای کنی
فرسنگها...را خواهم پیمود
چرا که شب عشق بسیار طولانی ست
و قلبم در آرزوی تو می سوزد
....آنگاه که از برابر دیدگانم دور شوی
..خورشید وجودم پنهان می گردد
ابر های غم و اندوه مرا در بر می گیرد
...و به دنیای غریبی می برند
...همیشه در قلبم حضور داری
..عشقت زندگیم را گلباران کرده است
تمامی این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز در کنارت طی کرده ام
تمامی این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز در کنارت طی کرده ام
از صمیم قلب دوستت دارم
قول ميدم هميشه دوستت داشته باشم.قول می دم روی دریچه ی قلبم فقط با خون گرم
نام تورا حك كنم قول میدم عشقم فقط مال تو باشه حتي اكه يه روز بهم بكی ديكه
دوستت ندارم قول ميدم با قلم محبت رو تموم صفحه هاي خاكستري دنيا اسم تورو
بنويسم ويك جمله رو ضميمه اش كنم تا بدوني زندگی رو بی تونمی خوام
.قول ميدم تو هفت اسمون خدا تنها ستاره ی من تو باشی.قول می دم تا هروقت كه
زنده ام فقط به خاطر تو به عشق تو وبه اميد ديدن تو زنده باشم
.امشب من تصميم دارم مثل هميشه بهت بگم خيلی دوست دارم

ريشه ى بلند كياه عشق سرتاسر بدنم را كرفته.دورى از تو باعث فشار دادن
ريشه ها به قلبم مي شود ومرا پا درمی آورد
.





































برای تو می نویسم که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد
است








با من باشي دوست دارم. تنها باشي دوست دارم
اگه بري يه جاي دور هر جا باشي دوست دارم.
دوست دارم ديونه وار،خوب مي دوني تنهام نذار
گفته بودي مال مني چي شد پس اون قول و قرار
دوست دارم تنهام نذار رنگ چشاتو دوست دارم
درد دلاتو دوست دارم اگه ازم خسته بشي،
خستگي هاتو دوست دارم 
بچگي هاتو دوست دارم،سادگي هاتو دوست دارم 
وقتي پر از درد و غمم خنديدناتو دوست دارم
با تو بهارو دوست دارم،لطف خدا رو دوست دارم 
اگه بگي دوستم داري اين روزگارو دوست دارم 
با تو گل ها رو دوست دارم روز و شبا رو دوست دارم

دلهرهي ديدن تو قول و قرارو دوست دارم 

ديگه تنهات نمي ذارم،امدم واسه هميش


امدم باهات بمونم اي عزيز مهربونم 


فكر مي كردم تو نباشي آرزوهام جون مي گيره


به خيالم بي تو بودن آخر عشق و ترانه


بد بودم اينو مي دونم تو منو ببخش عزيزم 


حالا التماس چشمام دنبال مهر نگاته


قول مي دم كه زير بارون با تو هم ترانه باشم 


تا فهميدي عاشقتم ستاره ي سهيل شدي
مثل تموم عاشقا به عاشقت بي ميل شدي
تا ديدي اشك چشامو تنهام گذاشتي نازنين
انگار از اولم منو دوستم نداشتي نازنين
من هميشه دلم مي خواست فقط تو عاشقم باشي
اما شنيدم كسي هست كه بد جوري خاطر خواشي
فقط نمي دونم چرا منو آوردي توي بازي
شايد مي خواستي اينجوري به يكي ديگه نبازي 
رفتنیم رفتنیم باید برم باید برم
بايد كه تنها بمونم آوازه غم رو بخونم
شايد كه رفتنم منو از ياد شما ببره
ولي شما تو قلبمي نهايته شكستنه
حالا كه من دارم ميرم بزار يه چيزيرو بگم
بعدش آرومو بيخيال تو غربت آروم بگيرم
من ميرمو مونده برام يه جفت سوال بي جواب
چرا بايد خسته بشم يا كه دلم باشه كباب
اين زمونه تو غربتش براي من جايي داره
دارم ميرم كه اينطوري قلبتون آروم بمونه 
خوب مي دونم كه اينطوري صداي شعرم مي پيچه
تو جاده تنهايي ا يه ميلاد آروم بشينه
خوب آخره قصمونه بايد تمومش بكنم
خدا نگهدار شما اينجا تمومش ميكنم

منتظر لحظه اي هستم كه دستانت را بگيرم
در چشمانت خيره شوم دوستت دارم را بر لبانم جاري كنم
منتظر لحظه اي هستم كه در كنارت بنشينم
از عشق تو.....از داشتن تو......اشك شوق ريزم
منتظر لحظه ي مقدس كه تو را در آغوش بگيرم
بوسه اي از سر عشق به تو تقديم كنم
و با تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هديه كنم
آري من تو را دوست دارم
وعاشقانه تو را مي ستايم
چرا تنهایم گذاشتی؟ 


و از آنجا مورچگان بی تفاوت و خاکستری رنگ را زیر پایم تک تک به سخره بگیرم 


دوست دارم در خواب تورا باز یابم 


تویی که تا حرف رفتن بود به یک باره و آرام اشکریزان می شدی 



در سخت شبی مرا تنها گذاشتی.... 
